تبلیغات
:: وبلاگ گروهی جمع نوشت ::



همینجوری!!

كوله‌پشتی‌اش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛

و گفت: تا كوله‌ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.نهالی رنجور و كوچك كنار راه ایستاده بود. مسافر با خنده‌ای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن. و درخت زیر لب گفت: ولی تلخ‌تر آن است كه بروی و بی ‌رهاورد برگردی. كاش می‌دانستی آن‌ چه درجست‌وجوی آنی، همین جاست.مسافر رفت و گفت: یك درخت از راه چه می‌داند، پاهایش در گل است. او هیچ‌گاه لذتجست‌وجو را نخواهد یافت.و نشنید كه درخت گفت: اما من جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام و سفرم را كسی نخواهد دید. جز آن كه باید.

 

 

 

 

 

 

 

 

مسافر رفت و كوله‌اش سنگین بود..

آرشـیـــــــــــو :


. شهریور 1384 (3)
مرداد 1384 (11)
تیر 1384 (1)



  • پویا  [مدیریت وبلاگ]                 

  • فروغ  روزهای 20 و 5   هر ماه

  • بابک  روزهای 15 و 29 هر ماه

  • ساناز  روزهای 7 و 25  هر ماه

  • کاوه   روزهای 9 و 14 هر ماه                

  • پارسا روزهای 10 و 19  هر ماه                

  • نگین  روزهای 2 و 24   هر ماه             

  • سانی  روزهای 8 و 27 هر ماه        

  • فائزه  روزهای 12 و 28  هر ماه   

  • مهتاب  روز 22 هر ماه

  • هادی 77   روز 30 و 16 هر ماه

  • پاییز   روز 18  هر ماه

  • سیاوش روز 1  هر ماه

  • سمیرا   روز  4  هر ماه

  • نسیم   روز  17 هر ماه

  • شاهین روز های   11و 23 هر ماه

  • حمدانه  روز های  3 و 21 هر ماه

  • دبیر ریاضی   روز  13 هر ماه

  • مریم     روز  26 هر ماه

 جهت ورود به وبلاگ گروهی به مدریت وبلاگ  مراجعه کنید

Logo

Powered by:MIHANBLOG
design By:
POUYA

¯

یکشنبه 9 مرداد 1384

صد بار گفتم اینقدر از این بچه ها بد نگو [!] خوب حتما یه کاری واسشون پیش اومده و نتونستن بنویسن. حالا همش بیا بگو که اینا چرا نظم ندارن، خوب اولشه عزیزم، یکمی که بگذره میافته رو روال و درست میشه. امروز بابک میگفت که نوشتن که وقت نمیخواد، بزار هرکس هروقت که خواست بنویسه مثل چندتا از وبلاگهای گروهی که نشونم داد. نمیدونم، منم گفتم باید با دوستای دیگه صحبت کنم ببینم همینجوری خوبه یا اینکه هر کس هروقت که متنی داشت و دوست داشت بنویسه هر جور که راحتی [!] . منتظرم تا مشخص بشه که کیا هستن و کیا نمیخوان و نمیتونند تو جمع ما باشند، بعد اگر خدا خواست رستگار بشیم به [دات کام] البته الان جیب این جانب خالی میباشد و همچنان نیازمند یاری سبزتان هستیم [با عرض شوخی] .تا به امروز فقط فائزه و نگین بیوگرافی خودشونو دادن تا بزارم در قسمت نویسندگان وبلاگ و منتظر بقیه هم هستم البته اگر مایل بودید و اگر هم نبودید که فقط لینک وبلاگتونو میزارم همراه با ایمیلتون ولی یه خبر کوچیک به من بدید حتما. شاد و پیروز و سربلند باشید. بدروود.

. به آدمهای تنهایی حسودیم میشه که تو تنهایی‌های کوچیکشون خدا خیلی راااااحت جا میشه

یکشنبه 9 مرداد 1384 :: 03:07 ق.ظ



 

...................................................................................

p © www.grouplog.mihanblog.com

 2005-2006 All Rights Reserved-استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

Design:POUYA