تبلیغات
:: وبلاگ گروهی جمع نوشت ::



همینجوری!!

كوله‌پشتی‌اش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛

و گفت: تا كوله‌ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.نهالی رنجور و كوچك كنار راه ایستاده بود. مسافر با خنده‌ای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن. و درخت زیر لب گفت: ولی تلخ‌تر آن است كه بروی و بی ‌رهاورد برگردی. كاش می‌دانستی آن‌ چه درجست‌وجوی آنی، همین جاست.مسافر رفت و گفت: یك درخت از راه چه می‌داند، پاهایش در گل است. او هیچ‌گاه لذتجست‌وجو را نخواهد یافت.و نشنید كه درخت گفت: اما من جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام و سفرم را كسی نخواهد دید. جز آن كه باید.

 

 

 

 

 

 

 

 

مسافر رفت و كوله‌اش سنگین بود..

آرشـیـــــــــــو :


. شهریور 1384 (3)
مرداد 1384 (11)
تیر 1384 (1)



  • پویا  [مدیریت وبلاگ]                 

  • فروغ  روزهای 20 و 5   هر ماه

  • بابک  روزهای 15 و 29 هر ماه

  • ساناز  روزهای 7 و 25  هر ماه

  • کاوه   روزهای 9 و 14 هر ماه                

  • پارسا روزهای 10 و 19  هر ماه                

  • نگین  روزهای 2 و 24   هر ماه             

  • سانی  روزهای 8 و 27 هر ماه        

  • فائزه  روزهای 12 و 28  هر ماه   

  • مهتاب  روز 22 هر ماه

  • هادی 77   روز 30 و 16 هر ماه

  • پاییز   روز 18  هر ماه

  • سیاوش روز 1  هر ماه

  • سمیرا   روز  4  هر ماه

  • نسیم   روز  17 هر ماه

  • شاهین روز های   11و 23 هر ماه

  • حمدانه  روز های  3 و 21 هر ماه

  • دبیر ریاضی   روز  13 هر ماه

  • مریم     روز  26 هر ماه

 جهت ورود به وبلاگ گروهی به مدریت وبلاگ  مراجعه کنید

Logo

Powered by:MIHANBLOG
design By:
POUYA

¯ زن و حجاب

جمعه 7 مرداد 1384

سلام

این اولین نوشته من تو این وبلاگ هست . امیدوارم خوشتون بیاد و به دردتون بخوره.

راستش یه مدتی بود مسئله حجاب و اینکه در اسلام و ادیان دیگه اصلاً حجاب به چه معنی بوده و چه جایگاهی داره برام سوال شده بود به همین خاطر به دلیل علاقه ای که به ادیان مختلف داشتم یکمی رفتم تحقیقات کردم و البته به چیزهای جالبی هم بر خوردم و از همه جالبتر مقاله ای بود که براتون اینجا همش رو می نویسم امیدوارم به درد کسایی که مثل من علاقه به این مسائل دارن بخوره .

مطلب طولانی هستش لطفاً بخونیدش و بعد نظر بدید .

با تشکر بانوی ماه و آب ِِِِِِ


منبع: ماهنامه پرسمان مردادماه 1382


پوشش و عفاف از آن جهت كه یك امر فطرى است و براى حیات اجتماعى انسان ضرورت دارد، در ادیان و مذاهب الاهى داراى جایگاه خاصى است. تمام ادیان آسمانى، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمردهاند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخواندهاند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعى در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احكام و دستورهاى ادیان الاهى هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشریع شده است.
بر اساس اصل لزوم هماهنگى و تناسب آفرینش و قانونگذارى،1 خداوند لباس و پوشاك را در لابلاى نعمتهاى بیكرانش به بشر ارزانى داشت2 و اشتیاق درونى زنان به «حجاب» را با تشریع قانون پوشش مستحكم ساخت تا گوهرِ هستى «زن» در صدفِ پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن در گرداب فساد و تباهى نجات یابد. بدون تردید جهان بینى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و كیفیت پوشش دارد.3 بر اساس جهانبینى ادیان الاهى كه انسان خلیفه خداوند و مركز و محور جهان هستى است و رسالت كسب معرفت و تهذیب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حیاتش در جهان آخرت نیز ادامه دارد، باید جسم زن و چشم مرد پوشیده گردد تا غرایز شهوانى مهار و كنترل شود و استعدادهاى معنوى و عقلانى بشر در پرتو رهیافتهاى فطرى و هدایتهاى وحیانى شكوفا گردد. گرچه انتخاب لباس و پوشاك برآیند اندیشه و اراده آدمى است، ولى بر بینش و اراده انسانى نیز تأثیر مىگذارد و مىتواند به عنوان زمینهساز تعالى یا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرینى نماید
.
در آیین زرتشت، یهود، مسیحیت و اسلام - كه این مقاله به بررسى آنها مىپردازد - حجاب بر زنان امرى لازم بوده است. كتابهاى مقدس مذهبى، دستورات و احكام دینى، آداب و مراسم و سیره عملى پیروان این ادیان چهارگانه، بهترین شاهد و عالىترین گواه بر اثبات این مدعاست
.

حجاب در آیین زرتشت

نخستین مردمى كه به سرزمین ایران آمدند، آریایىها بودند. آنان به دو گروه عمده «مادها» و «پارسها» تقسیم مىشدند. با اتّحاد مادها، دولت «ماد» تشكیل شد. پس از مدّتى پارسها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسلههاى هخامنشیان، اشكانیان و ساسانیان را بنیانگذارى كنند. پژوهشها نشان مىدهد كه زنان ایران زمین از زمان مادها كه نخستین ساكنان این دیار بودند، داراى حجاب كاملى، شامل پیراهن بلند چیندار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلى بلند بر روى لباسها بودهاند.4 این حجاب در دوران سلسلههاى مختلف پارسها نیز معمول بوده است.5 بنابر این، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ایرانى از حجابى كامل برخوردار بودهاند. برابر متون تاریخى، در همه آن زمانها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان هر چند با آزادى در محیط بیرون خانه رفت و آمد مىكردند و همپاى مردان به كار مىپرداختند، ولى این امور با حجاب كامل و پرهیز شدید از اختلاطهاى فسادانگیز همراه بوده است
.
جایگاه فرهنگى پوشش در میان زنان نجیب ایرانزمین به گونهاى است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامى كه خشایارشاه به ملكه «وشى» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایى اندام او را بنگرند، وى امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچى، به حكم دادوَران، عنوان «ملكه ایران» را از دست داد.6

در زمان ساسانیان - كه پس از نبوت زرتشت است - افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالاى اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمىشد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردى حتى پدر و برادرشان را ببینند. در نقشهایى كه از ایران باستان بر جاى مانده است، هیچ صورت زنى دیده نمىشود و نامى از ایشان نیامده است.7

تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است كه برخى از اندیشمندان و تمدننگاران، ایران را منبع اصلى ترویج حجاب در جهان معرفى كردهاند.8

از آنجا كه مركز بعثت «اشو زرتشت» ایران بوده است و آن حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش كمبودى نمىدیده است، با تأیید حدود و كیفیت حجاب رایج آن دوران، كوشید تا با پندهاى، خود ریشههاى درونى حجاب را تعمیق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استوارى حجاب معمول قرار دهد
.
به پند و اندرزهاى «اشوزرتشت» بنگرید تا تلاش وى براى تعالى و آموزش مبانى حجاب و بیان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهرى با عفّت باطنى، روشنتر شود؛ او مىفرماید
:
اى نوعروسان و دامادان!... با غیرت، در پى زندگانىِ پاكمنشى بر آیید... .اى مردان و زنان! راه راست را دریابید و پیروى كنید. هیچ گاه گردِ دروغ و خوشىهاى زودگذرى كه تباه كننده زندگى است، نگردید؛ زیرا لذّتى كه با بدنامى و گناه همراه باشد، همچون زهر كشندهاى است كه با شیرینى درآمیخته و همانند خودش دوزخى است. با این گونه كارها، زندگانى گیتى خود را تباه مسازید. پاداش رهروان نیكى، به كسى مىرسد كه هوا، هوس، خودخواهى و آرزوهاى باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خویش چیره گردد و كوتاهى و غفلت در این راه، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود
.
فریب خوردگانى كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختى و نیستى خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است.9

گفتنى است كه در دین زرتشت، لباس یا كیفیت خاصى براى حجاب زنان واجب نشده است؛ بلكه لباس رایج آن زمان كه شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش - یعنى چادر یا شنلى بر روى آن - بوده است، مورد تقریر و تنفیذ قرار گرفته است. هر چند كه استفاده از سِدرِه و كُشتى - لباس مذهبى ویژه زرتشتیان - توصیه شده است.10 البته بر هر مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادى و نیایش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته مؤبد «رستم شهرزادى» پوشش زنان باید به گونهاى باشد كه هیچ یك از موهاى سرِ زن از سرپوش بیرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صریح چنین آمده است: «نامى زت واجیم، همگى سر واپوشیم و همگى نماز و كریم بدادار هورمزد؛11 یعنى همگان نامى ز تو بر گوییم و همگان سر خود را مىپوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز مىكنیم
».
بر اساس آموزههاى دینى، یك زرتشتى مؤمن، باید از نگاه ناپاك به زنان دورى جوید و حتى از به كارگیرى چنین مردانى خوددارى كند. در اندرز «آذربادماراسپند» مؤبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن12
».
پوشش موى سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانیان نیز ادامه یافته است. به این نمونه بنگرید: پس از فتح ایران، هنگامى كه سه تن از دختران كسرى، شاهنشاه ساسانى را براى عمر آوردند، شاهزادگان ایرانى همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گیرند تا خریداران پس از نگاه، پول بیشترى مبذول دارند. دوشیزگان ایرانى خوددارى كردند و به سینه مأمور اجراى حكم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسیار خشمناك شد؛ ولى امام على(ع) او را به مدارا و تكریم آنان توصیه فرمود.13


حجاب در آیین یهود

همه مؤرخان، از حجاب سخت زنان یهودى سخن گفتهاند14. ویل دورانت مىگوید: گفتوگوى علنى میان ذكور و اِناث، حتّى بین زن و شوهر از طرف فقهاى دین ممنوع گردیده بود.... .دختران را به مدرسه نمىفرستادند و در مورد آنها كسب اندكى علم را به ویژه چیز خطرناكى مىشمردند. با این همه، تدریس خصوصى براى اِناث مجاز بود.15 نپوشاندن موى سر خلافى بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق مىساخت.16 زندگى جنسى آنان، علىرغمِ تعدد زوجات، به طرز شایان توجّه ، منزّه از خطایا بود. زنان آنان، دوشیزگانى محجوب، همسرانى كوشا، مادرانى پُرزا و امین بودند و از آنجا كه زود وصلت مىكردند، فحشا به حدّاقل تخفیف پیدا مىكرد.17

بدون تردید مبناى حجاب در شریعت یهود، آیات تورات بود كه بر حجاب تأكید مىنمود. كاربرد واژه «چادُر» و «برقع» كه به معناى روپوش صورت است، در آن آیات، كیفیت پوشش زنان یهودى را نشان مىدهد. تورات تشبه مرد و زن به یكدیگر را نهى نموده، مىگوید:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زیرا هر كه این را كند، مكروه «یَهْوَه» خداى تو ست.18 بىحجابى سبب نزول عذاب معرفى شده است؛

خداوند مىگوید: از این جهت كه دختران صهیون متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه مىروند و به ناز مىخرامند و به پاىهاى خویش خلخالها را به صدا مىآورند* بنابراین خداوند فَرْق سر دختران صهیون را كَلْ خواهد ساخت و خداوند عورت ایشان را برهنه خواهد نمود* و در آن روز، خداوند زینت خلخالها و پیشانىبندها و هلالها را دور خواهد كرد* و گوشوارها و دستبندها و روبندها را * و دستارها و زنجیرها و كمربندها و عطردانها و تعویذها را * و انگشترها و حلقههاى بینى را * و زخوت نفیسه و رداها و شالها و كیسهها را * و آینهها و كتان نازك و عمامهها و برقعها را * و واقع مىشود كه به عوض عطریّات، عفونت خواهد شد و به عوض كمربند، ریسمان و به عوض موىهاى بافته، كَلى و به عوض سینهبند، زنّار پلاس و به عوض زیبایى، سوختگى خواهد بود * مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد * و دروازههاى وى، ناله و ماتم خواهند كرد و او خراب شده، بر زمین خواهد نشست.19

افزون بر موارد فوق، در كتاب مقدس، وجوب پوشاندن موى سر20 لزوم پرهیز از زنان فریبكار و بیگانه21، نهى از لمس و تماس22 و واژه چادر23، نقاب24 و برقع25 آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس یهودا مىخوانیم: پس رخت بیوكى را از خویشتن بیرون كرده، برقعى به رو كشیده و خود را در چادرى پوشید و به دروازه عینایم كه در راه تمنه است، بنشست.26

در «تلمود» اصلىترین كتاب فقهى كه به گفته ویلدورانت، اساس تعلیم و تربیت یهود27 است، نیز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سكوت زن و پرهیز از هرگونه آرایش براى سایر مردها28، پرهیز از نگاه زن به مردان بیگانه، 29 اجتناب از نگاه مرد به زنان نامحرم30 و لزوم پرهیز از هر امر تحریكآمیز،31 تأكید شده است
.
برابر حكم سختگیرانه تلمود، اگر رفتار زن فضیحتآمیز باشد، شوهر حق دارد او را بدون پرداخت مبلغ كتوبا(مهریه) طلاق دهد و زنانى كه در موارد زیر به رفتار و كردار آنها اشاره مىشود، ازدواجشان باطل است و مبلغ كتوبا (مهریه) به ایشان تعلّق نمىگیرد؛ زنى كه از اجراى قوانین دینى یهود سرپیچى مىكند و فىالمثل بدون پوشاندن سرِ خود، به میان مردان مىرود، در كوچه و بازار پشم مىریسد و با هر مردى از روى سبك سرى به گفتوگو مىپردازد. زنى كه در حضور شوهر خود، به والدین او دشنام مىدهد و زن بلند صدا كه در خانه با شوهر خود به صداى بلند درباره امور زناشویى صحبت مىكند و همسایگانِ او مىشنوند كه چه مىگوید.32

برخورد حضرت موسى(ع) با دختران شعیب كه به آنان فرمود تا پشت سر او حركت كرده، از پشت سر، او را به منزل پدرشان هدایت كنند، و نیز سیره عملى یهودیان مبنى بر استفاده از چادر و برقع و روبند، تفكیك و جدا بودن محل عبادت زنان از مردان در كنیسه، ناشایسته شمردن اشعارى كه در تمجید زیبایى زنان سروده شده است و ایراد خطابه توسط زنان از پشت پرده، بیانگر كیفیت شدید و سختگیرانه حجاب نزد یهودیان است
.

حجاب در آیین مسیحیت

مسیحیت نه تنها احكام شریعت یهود در مورد حجاب را تغییر نداد، بلكه قوانین شدید آن را استمرار بخشید و در برخى موارد، قدم را فراتر نهاد و با سختگیرى بیشترى وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زیرا در شریعت یهود، تشكیل خانواده و ازدواج امرى مقدس محسوب مىشد و طبق نوشته ویل دورانت، در سن بیست سالگى اجبارى بود؛33 اما از دیدگاه مسیحیت قرون اوّلیه، تجرّد، مقدس شمرده مىشد.34 بنابر این مسیحیت، براى از بین بردن زمینه هرگونه تحریك و تهییج، زنان را به صورت شدیدترى به رعایت كامل پوشش و دورى از هر گونه آرایش و تزیین فراخواند. برابر متون تاریخى، چادر و روبند، براى همگان - حتّى براى خاتونهاى اشراف - ضرورى بود و در اعیاد نیز كسى آن را كنار نمىگذاشت؛ بلكه با طلا و نقره و پارچههاى زربفت آن را تزیین مىنمودند و حتّى براى تفریح نیز با حجب و حیاى كامل در مجالس انس و یا گردشهایى دور از چشم نامحرمان، شركت مىجستند
.
انجیل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأكید و پیروانش را به تنزّه از اِعمال شهوت و عفاف فراخوانده است؛ در انجیل مىخوانیم: همچنین زنان پیر در سیرت متقى باشند و نه غیبتگو و نه بنده شراب زیاده، بلكه معلمات تعلیم نیكو* تا زنان جوان را خِرَد بیاموزند كه شوهر دوست و فرزند دوست باشند* و خرداندیش و عفیفه و خانهنشین و نیكو و مطیع شوهران خود كه مبادا كلام خدا متهم شود*35

در «كتاب مقدس» در مورد لزوم آراستگى به حیا و كنار نهادن آرایش ظاهرى چنین آمده است: همچنین زنان، خویشتن را بیارایند به لباسِ مزّین به حیا و پرهیز؛ نه به زلفها و طلا و مروارید و رختِ گرانبها* ...زن با سكوت به كمال اطاعت تعلیم گیرد* و زن را اجازت نمىدهم كه تعلیم دهد یا بر شوهر مسلّط شود؛ بلكه در سكوت بماند*36

همچنین اى زنان، ...* و شما را زینت ظاهرى نباشد از بافتن موى و متحلّى شدن به طلا و پوشیدن لباس * بلكه انسانیت باطنى قلبى در لباس غیر فاسد، روح حلیم و آرام كه نزد خدا گرانبهاست * زیرا بدین گونه زنان مقدسه در سابق نیز كه متوكل به خدا بودند، خویشتن را زینت مىنمودند.37

افزون بر موارد پیشین، «عهد جدید» نیز لزوم پوشاندن موى سر، به ویژه در مراسم عبادى،38 لزوم سكوت به ویژه در كلیسا،39 با وقار و امین بودن زن 40و نهى از نگاه ناپاك به بیگانگان را خاطرنشان ساخته، مىگوید: كسى كه به زنى نظر شهوت اندازد، همان دم، در دل خود با او زنا كرده است * پس اگر چشم راستت، تو را بلغزاند، قلعش كن و از خود دور انداز؛ زیرا تو را بهتر آن است كه عضوى از اعضایت تباه گردد، از آن كه تمام بدنت در جهنم افكنده شود*41

دستورات دینى پاپها و كاردینالهاى مسیحى كه بر اساس آن پوشاندن صورت الزامى و تزیین موى سر و آرایش آن و تنظیم آنها در آیینه و سوراخ نمودن گوشها و آویختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قیمتى، رنگ نمودن مو و تغییر صورت ظاهرى ممنوع بود، شدت بیشترى رانشان مىدهد.42

در مورد سیره عملى زنان مسیحى، دائرة المعارف لاروس مىگوید: دین مسیحى، براى زن، خِمار را باقى نهاد؛ وقتى وارد اروپا شد، آن را نیكو شمرد. زنها در كوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطى، خصوصاً قرن نهم، خمار رواج داشت. آستین خمار، شانه زن را پوشیده، تقریباً به زمین مىرسید. این عادت تا قرن سیزدهم باقى بود.43

ویل دورانت نیز در مورد سیره عملى زنان مسیحى چنین مىنویسد: ساق پاى زنان چیزى نبود كه در ملأ عام و یا رایگان به چشم خورد.... البسه بانوان در مجالس تورنه، موضوع مهمّى براى روحانیون بود كه كاردینالها، درازى جامههاى خواتین را معیّن مىكردند. هنگامى كه كشیشان چادر و روبند را یكى از اركان اخلاقیات عیسوى دانستند، به دستور زنها، چادرها را از مشمش ظریف و حریر زربفت ساختند... .44

تصویرهایى كه از پوشاك مسیحیان و زنان اروپا به جا مانده، به وضوح حجاب كامل زنان را نشان مىدهد.45


حجاب در آیین اسلام

بدون شك، پوشش زن در برابر مردان بیگانه، یكى از ضروریات دین اسلام است. قرآن كریم مىفرماید: «و به بانوان باایمان بگو چشمهاى خود را فروپوشند و عورتهاى خود را از نگاه دیگران پوشیده نگاه دارند و زینتهاى خود را، جز آن مقدارى كه ظاهر است، آشكار نسازند و روسرىهاى خودرا بر سینه خود افكنند و زینتهاى خود را آشكار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان همكیششان، كنیزانشان و مردان سفیهى كه تمایلى به زنان ندارند و كودكانى كه از امور جنسى بىاطلاعند و پاهاى خود را بر زمین نكوبند تا زینتهاى پنهانشان آشكار شود و همگى به سوى خداوند توبه كنید اى مؤمنان؛ باشد كه رستگار شوید».46 افزون بر آن، در آیات دیگر، پوشیدگى كامل اندام،47 نیك و شایسته، با وقار و بدور از تحریك سخن گفتن و دورى از آرایشهاى جاهلیت نخستین،48 توصیه شده است
.
در روایات نیز پوشیدن جامه بدننما و نازك نزد نامحرم49، آرایش و استعمال عطر در خارج از خانه50، اختلاط فساد برانگیز زن و مرد51، دست دادن و مصافحه با نامحرم52و تشبه به جنس مخالف 53 منع شده است و مردان با غیرت،54 به هدایت و كنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم55 و دورى از چشمچرانى توصیه شدهاند
.
پس معلوم شد كه تفاوت اساسى حجاب اسلامى با حجاب ادیان گذشته، در این است كه اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط، سهلانگارى مضرّ یا سختگیرى بىمورد به جامعه بشرى ارزانى داشته است. حجاب اسلامى همچون حجاب مورد توصیه پاپها، به معناى حبس زن در خانه یا پردهنشینى و دورى از شركت در مسایل اجتماعى نیست؛ بلكه بدین معناست كه زن در معاشرت خود با مردان بیگانه، موى سر و اندام خویش را بپوشاند و به جلوهگرى و خودنمایى نپردازد تا در جامعه، غریزه آتشین جنسى تحریك نگردد؛ بلكه در محیط خانواده، این غریزه به صورت صحیح ارضا گردد
.

پىنوشت
:
1.
روم، آیه 30
.
2.
اعراف، آیه 27
.
3.
شهید مطهرى، جهانبینى توحیدى، ص 75
.
4.
جلیل ضیاءپور، پوشاك باستانى ایرانیان از كهنترین زمان، ص 17 - 26 و ص51، 54، 56
..
5.
جلیل ضیاءپور، پوشاك زنان ایران، ص 64 - 194
.
6.
فرهت قائممقامى، آزادى یا اسارت، ص106؛ تورات، باب استر، آیه 1
.
7.
ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج1، ص552
.
8.
ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج2، ص78 و برتراند راسل، زناشوئى و اخلاق، ص135
.
9.
یسنا، ص53، پندهاى 5 - 8؛ به نقل از: آموزشهاى زرتشت پیامبر ایران؛ رستم شهرزادى، آموزش گاتها، انجمن زرتشتیان، آبان 67
.
10. «
سدره» از نه پاره پارچه سفید و نازك دوخته شده و در زیر پیراهن، چسبیده به بدن پوشیده شود. سدره كه در اوستا (ستره) نامیده شده، به معناى آن نیز هست. علماى اسلام نیز براى بیان حكم حجاب از واژه ستر استفاده كردهاند. «كُشتى»، كمربند باریكى است كه از پشم گوسفند بافته شده و باید پیوسته آن را بر روى سدره به كمر بندند؛ مؤبد موبدان، رستم شهرزادى، دین و دانش، انجمن زرتشتیان تهران، سال 1357
.
11.
خرده اوستا، فصل آفرینگان دهمان
.
12.
سالنماى 1372، چاپ انجمن زرتشتیان تهران، ص10
.
13.
وشنوهاى، حجاب در اسلام، ص59، به نقل از السیرة الحلبیه، ج2، ص49
.
14.
عبدالرسول عبدالحسن الغفّار، المرأه المعاصره، چاپ سوم، ص40
.
15.
ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج12، ص66
.
16.
ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج12، ص62
.
17.
همان، ص63
.
18.
تورات، سفر تثنیه، باب 22، فقره 5
.
19.
تورات، كتاب اشعیاء نبى، باب سوم، فقره 16 - 26
.
20.
تورات، سفر اعداد، باب 5، فقره 18
.
21.
تورات، كتاب روت، باب دوم، فقره 8 - 10
.
22.
تورات، كتاب امثال سلیمان نبى، باب ششم، فقره 1 - 10 و 20 - 26
.
23.
همان مدرك، باب سوم، فقره 15
.
24.
تورات، كتاب اشعیاء نبى، باب 47، فقره 1 و 2
.
25.
تورات، كتاب غزلهاى سلیمان، باب 4، فقره 1
.
26.
تورات، سفر پیدایش، باب 38، فقره 14 و 15
.
27.
ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج12، ص34
.
28.
همان، ص31
.
29.
همان، ج1، ص492
.
30.
همان، ص30
.
31.
همان، ج12، ص28
.
32.
راب اماكهن، گنجینهاى از تلمود، ص186، میشناكتوبوت 6 :7
.
33.
ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1، ص 439
.
34.
شایان ذكر است كه اكنون مسیحیت، ازدواج را براى تمام مسیحیان مقدس مىشمرد و تنها آن را براى پاپ و اسقفهاى كلیسا ممنوع مىداند
.
35.
انجیل، رساله پولس بتیطس، باب دوم، فقره 1 - 6
.
36.
انجیل، رساله پولیس به تیموناؤس، باب دوم، فقره 9 - 15
.
37.
انجیل، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 - 6
.
38.
انجیل، رساله اول پولس رسول به قرنتیان، باب یازدهم، فقره 1 - 17
.
39.
همان، باب چهاردهم، فقره 34 - 36
.
40.
انجیل، رساله پولس رسول به تیموناؤس، باب سوم، فقره 11
.
41.
انجیل متى، باب اول، فقره 28 - 30.و باب هجدهم، فقره 8 - 10
.
42.
دكتر حكیم الاهى، زن و آزادى، ص 53
.
43.
مهذب، زن و آزادى، ص 65
.
44.
ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 13، ص 498 - 500، با اندكى تصرف و تلخیص
.
45.
براون و اشنایدر، پوشاك اقوام مختلف، ص 116
.
46.
سوره نور (24)، آیه 31
.
47.
احزاب، 59
.
48.
احزاب، آیه 32
.
49.
سنن ابىداوود، ج2، ص383
.
50.
مجلسى، بحارالانوار، ج103، ص243
.
51.
ناسخ التواریخ، ج2
.
52.
همان، ص163
.
53.
مجلسى، همان، ج103، ص258
.
54.
نهجالفصاحه، ص143
.
55.
شیخ حر عاملى، وسایل الشیعه، ج14، ص138و141.

پوشش زن در ادیان الهى

نویسنده: على محمدآشنانى


 

شاید این عکس بیمناسبت با این روزها هم نباشه


و در آخر ای مناجات رو می نویسم و همگی رو به خدا می سپارم در پناه ایزد یکتا باشید .

 خدایا !

قلب مرا بگیر و به جای آن قلب خود را به من عطا کن !

خدایا !

 به من بیاموز ،

اگر می خواهم دنیا را تغییر دهم باید خودم را دگرگون کنم.

جمعه 7 مرداد 1384 :: 11:07 ق.ظ



 

...................................................................................

p © www.grouplog.mihanblog.com

 2005-2006 All Rights Reserved-استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

Design:POUYA